خرید بک لینک
وقتی برای زندگی می جنگی ، قهرمان شدن فقط یه بخششه ، بقیه اش میشه استقلال ، استقامت ، قدرت و صبر .

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 17:47

مگی : می دونی من چه احساسی دارم ؟ همیشه حس میکنم مثل یه گربه روی یه شیروونی داغ هستم . بریک : پس از روی شیروونی بپر پایین ، مگی! گربه ها از روی شیروونی می پرن پایین و صدمه ای نمی بینن . این کارو بکن . بپر ! مگی : بپرم کجا ؟ به چه امیدی؟ بریک : یه عاشق گیر بیار . مگی : مستحق این کار نیستم . جز تو هیچ مردی رو نمی بینم ، حتی با چشم های بسته فقط تورو می بینم ... گربه روی شیروانی داغ ، تنسی ویلیامز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 17:47

که روزی رهروی در سرزمینی

به لطفش گفت رندی ره نشینی

که ای سالک چه در انبانه داری

بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد و گفتا دام دارم

ولی سیمرغ می باید شکارم

بگفتا چون به دست آری نشانش

که از ما بی نشانست آشیانش

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 17:47

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 17:47

دیشب یه فیلمی دیدیم ما که کاراکتر اصلی زنش و این دیالوگی که در موردش گفته شد منو خیلی درگیر خودش کرد ! تو دادگاه قاضی از دکتر درمانگر زنه پرسید "از اختلال روانی رنج میبرد یا نه ؟" که دکتر گفت : اگه بخوام حقیقت رو بگم فلانی قربانی شد چون "خوب بود " . واقعیت همینه ، تو این دنیا باید پوست کلفت بود و اهل سیاست تا له نشد ، خوب که باشی اگه ظلم کنن بهت و گلوتو فشار بدن و ... نمیتونی فریاد بزنی و از درون له میشی و فریاد هات میشه اشک ریختن توی کُنج زندگیت ، خوب باشی با احساساتت بازی میکنن و انگولکت میکنن چون میدونن جارو جنجال راه نمیندازی ، خوب باشی خیلی کارا باهات میکنن که حالت از خودت ، از همه ، از دنیا و از زنده موندن بهم میخوره ! نویسنده : ح_خ این توصیف رو این روزا خیلی زیاد دارم زندگی میکنم ! اشک ریختن توی کُنج زندگی ... جارو جنجال راه نمیندازی ... حالت از زنده موندن بهم میخوره ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 17:47

گاهی

دلم می خواهد

بگذارم بروم

بی هرچه آشنا...

گوشه ی دوری گمنام

حوالیِ جایی بی اسم...


برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06



غمم را شرح خواهم داد اگر پیدا کنم گوشی
اگر پیدا کنم همقد ِتنهاییم، آغوشی

چنان بر چهره ام با غصه چنگ انداختی، دنیا
که از شادی نشانم نیست جز لبخند مخدوشی...


برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

تنهایی این نیست که دور از خانواده و توی یه جای غریب و دور باشی ؛ تنهایی وقتیِ که تو خونه خودتی و با همه آدماش غریبه ای !

خدا چطور دلت اومد یه دلِ نازک و یه بی کسیِ بزرگ بدی به من !

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

بهترین توصیفی که در مورد رشته ام میتونستم بخونم و حالمو خوب کنه . همیشه هم میدونستم رشته و کار خیلی گمنامی دارم و هیچکس نمیدونه سختی هاش چقدره و فکر میکنن که ما مهم نیستیم !

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

هفته ی قبل همین موقع ها یعنی سه شنبه یه سری عکس و اطلاعاتی پاک شد که دیگه نتونستم برشون گردونم و به قدری غصه خوردم که 3 روز فقط گریه کردم هنوزم داغ دلم تازه ست و یادم میفته بغضم میگیره کاش میشد برگردم عقب و صدجا ذخیره کنم اون اطلاعاتو . هرچند دونه دونه اش توی ذهنم حک شده و هیج وقت فراموشم نمیشن ولی حس میکنم تکه ای از وجودم رو گم کردم .

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

من از وقتی دانشجوی تهران شدم چون ساکن کرج هستم رفت و آمدم با مترو بوده و خیلی آدم هارو دیدم خیلی اتفاقات رو دیدم خیلی چیزا :) و از بس این کارمند هارو دیدم توی مترو چجوریه زندگیشون قسم خوردم که تحت حتی سخت ترین شرایط مالی که نیاز داشته باشم کار کنم و توی کرج کاری پیدا نکنم هم کارمند تهران نشم ! یعنی دقیقا تا همین حد از مترو و این رفت و آمد بین شهری متنفر ، خسته و فرسوده شدم که حاضرم بمیرم ولی دیگه 4 صبح پانشم برم تهران ! حتی تهران دیگه جای زندگی نیست که بخوام توش ساکن بشم ! تهران واسه زنده موندن خوبه فقط همین ! ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

میدونی ! هیچ وقت اهل جاهای باکلاس شهر و کافه های بالاشهر و این زرق و برق های زندگی نبودم و نیستم و نخواهم بود ! عاشق بافت قدیمی تهرانم سمت پانزده خرداد اون خونه های ویلایی با یه حوض کوچیک وسطش گل بکارم بچینم دورتادورش :) زندگی چیزی جز لذت بردن از سادگی ها ، محبت کردن و حس خوبش ، لحظه ای ساکت شدن گوش دادن به صدای فواره های آب نیست ! بیا بریم جایی دور از هیاهوی مردم بریم جایی که فقط منم و تو و لبخند خدا . حالا میدونم وقتی اومدی کجا ببرمت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:06

چند نقل قول از مریم میرزاخانی :

بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید ، زیبایی ریاضیات تنها خود را به شاگردان صبور نشان میدهد.



پر ارزشترین بخش مطالعه ریاضی لحظه ای ست که می گویی "آها" ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح.


*تمامش رو حس کردم و وقتی میخوندم این نقل قول هارو فقط دل تنگ دبیرستان شدم و بغض هامو خوردم .

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 19:31

میدونی این روزا چیکار میکنم؟ عکس هرچیزی که دوست دارم رو ذخیره میکنم توی گوشیم و هرروز نگاهش میکنم و از ته دلم میخوام که بهش برسم . به قانون جذب اعتقاد دارم امیدوارم جذبت کنم قسمتم باشی قسمتت باشم .

مثلا همون عکس بعد تحریما دنیاییه برای خودش !

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 19:31

چیزی که هیچ وقت نداشتم ! "پدر"

به خاطر دلش از رویات بگذری و نبینه داری تموم میشی ! نبینه روزای جوونیتو حرومش کردی ! لعنتی!

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 19:31

صفحه بندی